باز هم یک داغ...

.

.

.

.

مرگ از پنجره بسته به من مي نگرد
زندگي از دم در
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد كرد

عمران صلاحي


1325-1385

.

.

.

.

.

.

/ 10 نظر / 5 بازدید
اميد

به به کجای شيراز بودی که من نديدمتون ؟ تو رو خدا از طراوت و زندگی بنويس از مرگ من می ترسم آخه ميگن ميرم جهنم به نظر تو حهنم هست ؟اگه هست چطوريه دوست دارم بدونم اميد ۵ ساله از شيراز

نازی

سلام سلام با یه سبک دیگه آپ کردم!! نمی یای به دیدنم؟ التماس دعا دارم تو اين شبهای عزيز

رامين‌

با سلام ..خانم سرور محمودی...در کتاب ( طلا در مس) از دکتر رضا براهنی.. مطلبی جالب را می خواندم در مورد کنستانتین کاوافی شاعر یونانی اوایل قرن بیستم..که این شاعر.. شعر خود را گاهی با زبان سزار و گاهی با زبان آنتونی . گاهی با زبان کاتبی کهن می سرود..منظور من ..در فرمها و شکلهای مختلف ظاهر می شد ..و همانطور که در این کتاب نوشته شده ..بدین ترتیب خود را تبدیل به (( من)) های دیگر و یا ((ما)) های مختلف می کرد... می توانید به صفحه ی 50 این کتاب مراجعه کنید و آن بحثی که فیمابین ما بود به اینکه (ما) را نمیشود جمع بست و آن کامنت های اشاره شده در همین ردیف.. حتمن ( حتما) بیادتان مانده...در ضمن ..من با پست مهرگان به روزم..و منتظر اظهار نظر شما...موفق باشی....

مجتبی مظفری راد

هیچکسی که ندارم تا بار غصه ام را سر بر شانه اش بگذارم وشعر را ا لبهاش آغاز کنم وقتی هیچکسی چشم انتظار آمدنم نیست چرا باید باشم نه ! هستم بی آنکه کسی چشم به راهم باشد چشم به در دوخته ام تا با ((هیچکسی که... )) بیایی و

حسين جنت مکان

به حال تو میخندم که روزه ای ... امروز سلام ..... زیبا بود خيلی سر زده به روزم ..... قرار نبود تا آخر رمضان به روز کنم ولی خودش آمد .... منتظر

مونا

سلام معنای اسم من چرا خبر نميکنی دختر بد؟ خدا ما رو هم بيامرزه والا..................

ماندانا

سلام .... خدا رحمتشون کنه ..... نگفتی به روزی ؟؟!!!..... موفق باشی همیشه

پونه

جالب بود. پاينده باشی.....................پونه

ariyanaz

درخت را به نام برگ / بهار را به نام گل / ستاره را به نام نور / کوه را به نام سنگ / دل شکفته مرا به نام عشق / عشق را به نام درد / مرا به نام کوچکم صدا بزن. عمران صلاحی با زبان مردم می نوشت و می سرود