هراسانی...

شاعرم اما نمی دانم تو را

در کدامین وزن و قانون جا دهم

شاعرم اما ندارم قدرتی

تا خدا را هم به اینجا آورم

وزن احساس مرا حس کرده ای

نقش خود را در دلم جا کرده ای

تو مرا از پیش در خود داشتی...

تازه در را بر دلم وا کرده ای !

 

 

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيد يو بال

سلام عزیز با غزل: شلق شلق شلق (صفحه ی 6 ) عکس پیرمرد را در آن دید... تازه و منتظرم

شیوا

چرا به روز نمی کنین؟

مونا

سلام معنی اسم من!و سرور سرور آفرين من! بدو بيا به من سر بزن! تازه شدم!

مزدک

سلام. بر تو هنوز باقیست آن اتهام آتش... با یک غزل به روزم و منتظر نظرات شما.

مونا

سلام سرور جان! ميگم که اين عکس خودته؟يا نه؟ امروز با بهار داشتيم بلاگتو می ديدیم نفهمیدیم آخر این تو هستی یا نه!

مونا

مرسی که سر زدی اما من در ی یک اشتباه احمقانه نظراتو عوض تایید ،حذفیدمشون.....

*** نيکتا ***

سلام دوست عزيز دست نوشته های زيبايی دارين ... اميدوارم که هميشه شاد باشيد ... راستی وبلاگ منو دوستم بعد از يه مدت طولاتی بالا خره آپديت شد ... خوشحال ميشيم که به کلبه ی حقير ما هم سری بزنيد .

مونا

ی شعر نو بهانه ای واسه تولد صد هزار بارم شد خوش حال میشم شعرمو با نگاهت تازه کنی مونا

بهار

سرور جان من تازه موفق شدم نوشتهاتو بخونم.خيلی قشنگ بود.هميشه به يادتم.

زلزله

سلام.خيلي وب جالبي داري اگر مايل به تبادل لوگو يا لينک هستي لينک يا لوگوي مارا با نام جوجه طلایی دروبلاگ خود قرار داده و بعد ما را خبر کنيد go0go0ljo0n.mihanblog.com